یازدع روز پیش تولدم بود...
سال قشنگی بود
هم شیرین هم تلخ
فروردینیا ذاتا مهربونندست خودشونم نیستما کلا خاصیمهمه ی ماها در زندگیمان روز های تیره و تاریک را پشت سر گذاشته ایم،حتی شاید همین حالاهمخیلی هایمان دچارِ همین روز های تاریک باشیم!
روزهایی که خو سردرگم...ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: تولدسالگی, نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36
تسلیم نخواهم شد!زندگی می کنم ...
برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند ...
من فرصتی برای بودن دارم،
پس ساکت نمی نشینم ....!!!
می گذارم همه بدانند که من با تمام توانایی ها و کاستی ها، شاهکار زندگی خود هستم ؛
کافیست لحظات گذشته را رها کنم و ب سردرگم...ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36
عادت کرده ایم
آنقدر که یادمان رفته است شب
مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد
و یک روز
آنقدر صبح می شود
که برای بیدار شدن
دیر است...
امروز با وجووود استرس زیاد امتحانا کلی به اتاق و وسایلم سروسامون دادم
واای خدا ...امتحانا....ماه رمضون....
خیلیییی سردرگم...ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36
هر چه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود ؛
هر چه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت ؛
بیشتر فراق خواهیم کشید ،
و تنهائی هایمان بیشتر خواهد شد ..شادی ها لحظه ای و گذرا هستند ،
شاید خاطرات بعضی از آنها تا ابد در یاد بماند ،
اما رنجها داستانش سردرگم...ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36
خدایِ بزرگی که با چشمهایِ قشنگت,
همه یِ روزهایِ مرا نگاه میکنی,
با من میخندی و با من گریه میکنی,
این روزها کمی بیشتر از همه یِ سالها حواست به من باشد,
این روزها عجیب میخواهم آخرِ شبها
که همه یِ اهالیِ خانه مان خواب هستند....
توکه پا, توکه پا و سردرگم...ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: رمضونحس, نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36
ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36


همیشه نگران حرف مردم نبودم
که چ حرفی بزنم چ حرفی نزنم
کجا برم کجا نرم
با کی بگردم دورو بر کی نباشم
همیشه نقش اول زندگیم خودم بودم
چه درست چه اشتباه
اره خب ی جاهایی اشتبا کردم
ولی خب مهم این بود که خودمم
اورجینال
برام مهم نی که پشت سرم چی میگن
چون مردم در دوحالت پشت سرت حرف میزنن
یا کع میخان بت برسن و نمیتونن
یا اینکه ی جایی سوزوندیشون
سردرگم...ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36
ما را در سایت سردرگم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 23:36